میم مثل من
جدالیست میان من و "من"...
مدت هاست سکوت آشفته ی باران،مرا بیاد فردا می اندازد...
خدایا...
می خواهم بنشینم و ساعت ها ترا صدا کنم...
ماه پشت ابرهای تیره و تار،چه واژگون میتابد
وقتی حرفی برای گفتن ندارد...
ساعت ها،چشمانم به آسمان خیره میشود...
و به دنبال "من"میگردد!!
خود را نمیابم...
نکند میان ابرها،من هم با ماه،"گم شده ام"؟
یا بال هایم قدرت پرواز را به سقوط ترجیح دادند؟...
سردرگم واژه های تو خالی کلمات مبهم بارانم
فقط یک کلمه میگویند: ببار
نمیتوانم هجاهایش را بخش کنم...
هزاران معنی در ذهنم به دنبال جمله میگردند
و چه ساده با سکوت،آوا میسازند...
و "من"...
چه آرام خودم را میابم...
و چه مغرورانه غرور را به دور دست می اندازم
نظرات شما عزیزان:

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

عزیزم آهنگ وب قشنگه

بخدا جدی گفتم مطالبت حرف ندارن

پاسخ:دیگه شرمنده نکن

وبت عالیه
مطالبت حرف نداره
خیلی زیبا مینویسی فک کنم همه با من هم عقیده باشن

خیلی قشنگ مینویسی موفق باشی

عالی بود استاد